در سوار شدن بر امواج غم و اندوه

Category: کیمیا | No comments


Waves (2019)

امواج (2019)
تصویر: A24 (YouTube )

تبلیغات

در تابستان سال 2011 من از اول در خارج از کشور, سفر به کانکون, مکزیک با خانواده من. من لذت می بردند در گرم رطوبت از دریای کارائیب به عنوان شوري غلغلک فضای بین انگشتان پا.

سال 2011 نیز به جای قابل توجهی برای من پس از آن در سال از من بزرگ “ریز ریز کردن.” پس از سالها برروی آن بکشید از پرم طبیعی و بازگشت به پرم دوباره این لحظه من داد تا خامه کرک برای همیشه لطفا برای. این یک انتقال. آن را کمی مرگ است.

تبلیغات

پیچیده شده در یک مخلوط overexposed و احساسات من پیوست, خواهر با خواهر زاده و عموزاده در تبریک امواج دریافتی در ساحل انتظار به جاروب دور. تنها نیمی از ما می تواند شنا (من در نیمی که نمی تواند) اما همه ما در زمان خطر ناک خطر موج-پریدن. چند امواج آمد سمت ما مانند یک نسیم تا حدی ملایم وزش باد به تدریج ساختمان به عنوان ما پریدم و خندید. سپس یکی از بزرگ نزدیک و غرش جمعی از اقیانوس مدال دیگر بدن من به آن آغشته برابر شده است.

در یک لحظه من احساس می کنم غرق شد.


به ندرت یک فیلم ترک من transfixed در صندلی و کاملا لال در طول بسته شدن اعتبارات (من به طور معمول تکیه به فیلم من شریک و زمزمه افکار اولیه در مورد آنچه که ما فقط با تجربه). اما امواج بود.

در یک لحظه من احساس می کنم غرق شد.

منتقدان از این فیلم باید گفت که این احساس دو فیلم متفاوت. اما برای من آن را کاملا نمایش داده می شود دوگانگی زندگی پس از از دست رفتن غم انگیز. هر چند آن را نمی ممکن است ارتباط با همه مخاطبان آن در ارتباط با من است. با دقت بیشتری آن گریبانگیر من با گلو و در معرض زخم من تا به حال با توجه به فضا و یا زمان تمایل به.

تبلیغات

امواج جاروب من در آن زمان و من سمت چپ در معرض گسترده پانوراما فیلم تئاتر مخاطب است. من احساس می کردم که همه از بلوار غروب می خرد پشت پایدار نما.

“من فکر می کنم وجود چنین ننگ در پشت آن از آنجا که ما در حال تدریس به قوی…چرا نمی خواهد شما را قوی ؟” فیلم شرکت ستاره Kelvin هریسون جونیور mused ریشه در یک مصاحبه تلفنی در دسامبر 2019. “وجود دارد بسیاری از موارد که در آن ما در حال conned فریب دستکاری کرد و بی احترامی. بنابراین مهم است که برای ما به یک زره اما وقتی که زره [شروع] در برابر ما ؟ هنگامی که آن را تبدیل به ضعف ما است ؟ هنگامی که آن را متوقف کند ما اجازه می دهد به وجود واقعا احساس می کنید واقعا اتصال و واقعا اجازه می دهد خودمان اجازه به شکست است؟”

تبلیغات

در حالی که هریسون بود در پاسخ به سوال من در مورد زیبایی نادر از دیدن کاملا متوجه شدم جوان سیاه پذیری روی صفحه این نقل قول نیز می توان به فشارهای قوی سیاه ،

این فیلم و این نقل قول به عنوان یک نمایش به آنچه تا به حال بوده است یکی از مهمترین lachrymose سال از زندگی من است.

تبلیغات

آوریل 2019.

من هنوز هم می تواند شنیدن صدا فریاد از خواهر بزرگتر من پس از من به او گفتم عزیزمان خاله فوت کرده است. او شده بود با عجله به بیمارستان در جنوب غربی حومه شیکاگو جایی که من خاله تلاش برای او آخرین نفس. من هنوز هم می تواند شنیدن ناله من پسر عموی من (خاله دختر) به عنوان پسر او (من و پسر عموی نزدیک بود که از دیدن من در لا در آن زمان) ناگهان گوشی را گذاشت چرا که او می تواند آن را ندارد. من هنوز هم می تواند شنیدن قدم زدن از پای خود را در سراسر آپارتمان استودیو او به عنوان پژوهشگر در زمان پرواز و قیمت ها به بازگشت به خانه به عنوان به زودی به عنوان امکان پذیر است. من حتی نمی فکر می کنم خورشید افزایش یافته بود که در آن نقطه. یا شاید هم داشت و من فقط احساس نمی کند آن نور و گرما که آن روز صبح.

تبلیغات

یک هفته یا بیشتر بعد من پریدند در هواپیما برای پوشش 2019 فیلم ترایبکا جشنواره. پس از همه, من هنوز هم تا به حال کار را به انجام. به علاوه آن را به عنوان مورد علاقه من مرهم موقت: حواس پرتی مبتنی بر اجتناب. هر چند من به احتمال زیاد من کار و انجام آن را به خوبی—من یک پوسته از من سابق خود برای کل اجرا شود. آن را مانند من تا به حال تبدیل شدن به یک خیال, تماشای خودم schmooze با منهتن صنعت بازیکنان ساحل همراه در این شهر و مترو و مصاحبه های مختلف مشهور است.

قطع به چند ماه بعد: آن ماه ژوئیه سال 2019 یک هفته یا بیشتر قبل از تولد من.

“What the fuck? What the fuck? What the fuck???” این چیزی است که من بارها و بارها تکرار شده به یک خلاء زمانی که یک دوست مشترک به من گفت که یکی از بهترین دوستان مرده بود. من قبل از سقوط به اشک است. قبل از جمع کنم به خودم بگویم کشت و مردمی دیگر اخبار. من اتصال اولیه به لس آنجلس کسی که من ساکت نگرانی در مورد این انتقال من تا به حال ساخته شده تقریبا 5 سال پیش بود…رفته بود. و من قرار بود به سر به باربادوس برای Cropover در چند روز. من تقریبا لغو شده است. در عین حال این خاص بهترین دوست بود که احتمالا بزرگترین فن از کارناوال shenanigans می خواستم من برای رفتن. بنابراین من انجام داد. من تا به حال زمان از زندگی من است. هنوز در میان سکا و bacchanal بخشی از من هنوز هم احساس می کردم که ظهور.

تبلیغات

امروز روز 50-11 از خود جدا می کند. چند هفته پیش این جوان پسر عموی من که قبلا ذکر شد به من گفت که او تا به حال به نشستن و خورش را در غم و اندوه خود را کاملا شبیه به این قبل از. این مستند مجبور است همه ما را به نشستن هنوز و با سکون می آید-به خاک سپرده احساسات است که بیش از حد دشوار برای مدیریت.

بسیار شبیه به امواج در Cancun, امواج غم و اندوه زوال یافت و جریان را به من پیمایش هر روز با شعار “زندگی ادامه دارد” در خط مقدم از ذهن من است. من coasted همراه با گاه به گاه پاره ای از اضطراب و نا امیدی و سودا سوزش دیوانگی و بی حالی است. در نهایت هر چند کسانی که امواج آمدند crashing پایین با شدت ساخته شده است که من سقوط: جسمی و روحی.

تبلیغات

این همه اتفاق در یک روز تصادفی که من نمی توانم مشخص—پس از coronavirus آورده حس تقویم مه همراه با بسیاری از دیگر عوامل استرس زا است. اما من می دانم که یک چیز: یک موج جزر و مدی از غم و اندوه smacked روح من و سمت چپ بدن من گمراه در جزیره تخت من. اشک آمد مانند یک موسمی از خاطرات و عزاداری.

در یک لحظه من احساس می کنم غرق شد.

من به صعود هر پله از غم و اندوه مراحل مانند مورتال کمبت توتم—انکار و خشم و چانه زنی افسردگی و پذیرش فقط به پایین زدم به “بازی” بازی دوباره. غم و اندوه هرگز به طور کامل برگ شما; آن را به عنوان یک دیوانه کننده همراه که بدون Kool-Aid در زندگی cookout. با هر روز, اما من جدا از تازه شدت آن و پر برکت با کمی قدرت بیشتر به روند. این یک فرآیند به فرآیند. یک روز در یک زمان. یک لحظه در یک زمان. یک زندگی در یک زمان.

تبلیغات

من هنوز هم نمی تواند شنا و در عین حال من همچنان به سوار شدن به امواج.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>