بدترین روز زندگی من و 20 سال از تروما که به دنبال

Category: کیمیا | No comments


Illustration for article titled The Worst Day of My Life and the 20 Years of Trauma That Followed

تصویر: Boyz N The Hood

بیست سال پیش زندگی من برای همیشه تغییر. وقتی بیدار شدم در جولای 16, 2000, من هرگز نمی تواند پیش بینی که چگونه متفاوت زندگی من خواهد بود نیمه شب. اما از آن بود. و من بود. و هنوز هم هستم اگر من صادق بودن. همانطور که من در پیمایش اجتماعی من خوراک رسانه های امروز صبح متوجه شدم که پسرم را پدرخوانده ارسال یک صدای جیر جیر که گفت: “وجود دارد برخی از چیزهایی که در زندگی شما هرگز بیش از, اما وجود دارد هیچ چیز در زندگی است که شما می توانید از طریق.”

تبلیغات

هیچ چیز می تواند بیشتر دقیق است.


در 12 جولای سال 1991 (کمی بیش از 29 سال پیش) Boyz N The Hood منتشر شد به تئاتر در سراسر کشور. این فیلم و بازی تعویض. در حالی که ممکن است دیگر فیلم هایی که بیشتر “واقعی” پس به صحبت می کنند, چه Boyz N The Hood انجام شد نشان می دهد قلب جنوب مرکزی لس آنجلس. ما در مورد مراقبت ریکی و تره و حتی Doughboy (ریکی برادر) بود که هرگز کاملا یک تبه کار اما هرگز کاملا شخصیت شما روت شده برای هر دو. زمانی که ریکی کشته شد, همه ما گریه کرد. من هنوز هم گریه. ریکی مرگ قطع یک شات در یک زندگی بهتر یک فرصت به آن را از شرایط در نظر گرفته شده برای به دام انداختن اگر آنها شما را در همه.

تبلیغات

در یکی از این فیلم نمادین ترین صحنه های روز پس از Doughboy تحمیل انتقام رقبا که به کشته شدن ریک و به عنوان او نشسته است در یک لحظه از آسیب پذیری در تره به ایوان او بر خلاف قاعده معروف کلمات و اجتماعی کیفرخواست “یا آنها نمی دانند که نمی نشان می دهد و یا نمی مراقبت در مورد آنچه در جریان است در هود.” به عنوان او راه می رود دور از تره و به عنوان یک عاطفی ساکسیفون blares در پس زمینه زیرنویس به ما اطلاع که Doughboy به خاک سپرده شد ریکی روز بعد و دو هفته بعد او نیز به قتل رسید. برای رانندگی در این نقطه خانه Doughboy محو به اتر به عنوان او راه می رود در سراسر خیابان ناپدید شدن به جنوب مرکزی غبار که جان بسیاری از جوان مردان سیاه و سفید.

تره ساعتهای Doughboy پیاده روی به دور از ایوان خود را پس از اجازه دادن به او را می دانم که هر چند ریکی رفته است خمیر را همیشه یک برادر. بدیهی است که وعده خواهد بود کوتاه زندگی می کردند. ساکسیفون تن تغییرات کمی—آن را به عنوان امیدوار این را می توان با توجه به شرایطی—به ما اطلاع داد که در پاییز تره خواهد سر به Morehouse College, در آتلانتا Ga., و که هویج دوست دختر خود حق خواهد بود در سراسر خیابان در کالج اسپلمن گشت. آن قرار است به یک بارقه ای از نور در تاریکی حوادث روز. حداقل این است که راه در حالی که ما همه هنوز در اشک ما می توانیم احساس کمی بهتر از دانستن است که تره (و هویج) کردم.

و هر دو آنها را و…نیست.

احتمالا این عقرب در هر سال از آن تصور می شود. آنها فقط می خواهم گرفته امتحانات آماده به ارسال برنامه های کاربردی کالج ، آنها بچه ها احتمالا همه 17. شاید Doughboy است یک یا دو سال بزرگتر, اما هنوز هم نوجوانان هنوز هم بچه ها. تره فقط تماشا بهترین دوست خود می میرند. و سپس یکی از دیگر از نزدیک ترین دوستان حتی اگر برخی از راه دور رخ می دهد به دلایل مختلف نیز می میرد. کل دنیا متفاوت است. او را به این طریق خود را از سال آخر دبیرستان و سپس بقیه عمر خود را reliving آنچه که من فقط می توانید تصور کنید که پس از سانحه ترین لحظات زندگی خود را بارها و بارها. چرا که شما هرگز آن را فراموش نکنید. شما متوقف نمی دیدن آن است. این تغییرات شما. تماشای مرگ اتفاق می افتد در زمان واقعی چیزی است که شما فقط بیش از, شما از طریق آن دریافت کنید. در نهایت در طول زمان. Boyz N The Hood نبود یک فیلم که تا به حال زمان برای سوراخ کردن را به جهنم من مطمئن تره (و هویج) تا به حال به از طریق رفتن. شاید جایی که آنها زندگی می کنند آنها تبدیل حساسیت به خشونت اما همیشه متفاوت زمانی که از آن بازدید به خانه. همیشه. درد بیشتر صادق است. بیشتر احشایی. بیشتر برای همیشه لطفا برای. خشونت بی معنی در برابر یک فرد تقریبا هرگز متوقف نمی شود وجود دارد. که خشونت همچنان ادامه دارد در قالب خاطرات و کابوس; زندگی آن را تجربه می کند و بیش از بیش.

تبلیغات

که یک ضربه تره تا به حال به انجام با او به عنوان یک دختر 17 ساله در حالی که هنوز در تلاش برای آن را به فارغ التحصیلی در حالی که هنوز در تلاش است تا بهترین نسخه از خودش را در حالی که هنوز در تلاش برای پیدا کردن یک دلیل برای رفتن به خارج می شود. در این صحنه ما نمی بینیم امیدوارم تره قادر به صحبت کردن با کسی—پدر و مادر خود بود بینهایت فعال در زندگی خود و نگران خود را به خوبی بودن پس من فرض آنها انجام آنچه آنها می تواند به کمک به او را از طریق آن لحظات اما شما هرگز همان.

من می دانم.


برای من, جولای 16th آغاز شده شبیه ترین روز. من فقط تبدیل شده بود 21 و در آن تابستان بود بین من و ارشد سال کالج—در Morehouse اتفاقی—و من به یاد داشته باشید حلق آویز در اطراف آپارتمان برای بسیاری از روز در حال اجرا errands در اینجا وجود دارد. در جولای 24th, من از رفتن به دانشگاه مریلند کالج پارک برای یک ماه ریاضی برنامه غوطه وری در آماده سازی برای من قریب الوقوع ورود به یک برنامه دکترا در اقتصاد که سال بعد پس از فارغ التحصیلی. من تا به حال یک کار تمام وقت, بنابراین من بسیاری از در حال اجرا در اطراف در تعطیلات آخر هفته. من برنامه ای برای آن شب با پسر عموی من (یک) برای رفتن دیدن فیلم ترسناکدر Magic Johnson تئاتر در گرین برایبر (آرکانزاس) بازار. ما باید به یک 9:45 p. m. نشان. پسر عموی من زندگی با مادر بزرگ من در Adamsville حدود 5-7 دقیقه از آپارتمان من نیز در westside از آتلانتا. از مادر بزرگ من خانه گرین برایبر (آرکانزاس) است که شاید 10 دقیقه.

تبلیغات

ما رفت و برای دیدن فیلم و نه از ما را خیلی دوست داشت اما چیزی که خارج از غرفه را در مورد آن شب تا حدود 11:45 p. m., این است که ما زمان زیادی را صرف صحبت کردن در مورد دین و تربیت در کلیسا و چگونه است که شکل ما نظرات بسیاری از چیزهای. من به یاد داشته باشید آن که بسیار در عمق مکالمه. ما در سمت چپ گرین برایبر (آرکانزاس) در حدود 11:30 p. m. و دوباره به خانه مادر بزرگ من در حدود 11:45 p. m. مادر بزرگ من یک تقسیم جلوی خانه; من پارک شده در سمت راست تقسیم زیرا که من دیگر پسر عموی ماشین پسر عموی من تماس بگیرید T پارک شده بود در سمت چپ که در سراشیب به سمت پایین نسبت به سطح زمین ، یک اتفاقی تصمیم به نظر می رسد.

نیز وجود دارد دو ورودی به خانه مادر بزرگ من. در سطح خیابان ورودی و سطح زیرزمین ورودی هر دو رو به خیابان. به طور مستقیم در کنار زیرزمین-درب ورودی به سمت چپ بود و به ندرت استفاده می شود فروس. در ساعت 11:45 p. m. آن را تیره و سایه وجود دارد سیل نور است که چهره خیابان ارائه تمام آنچه که به نظر می رسید مانند نور مورد نیاز است. به جای رفتن به سطح خیابان ورودی A و من راه می رفت به سمت زیرزمین. همانطور که ما رو به این درب و آن را باز کرد, T بود فقط ترک. برای بافت من عموزاده A و T خواهر و برادر هستند; آنها یک خواهر و برادر جوان J. A و J در آن زمان زندگی می کردند در خانه با مادر و مادر بزرگ من.

تبلیغات

به عنوان T ترک ما dapped هر یک از دیگر و در آغوش گرفت و از او پرسید: چرا من تا به حال نام او را در چند روز. من به او گفتم من بد یک شوخی از آنجا که ما صحبت کردیم خیلی غالبا و من به او گفتم من می خواهم او را فردا. من به او گفتم “شما می دانید من شما را دوست دارم نیم” و او را در آغوش کشید مادر و خواهر و رفت از در بیرون. من شروع به راه من به سمت مراحل شاید 10 پا از درب و همه من می شنوم “ضربه نیست و من مردم!” من تبدیل به اطراف و نگاه کردن درب و همه من می بینم T پایین رفتن و ایستادن در کنار درب ماشین باز. در این روز من به یاد داشته باشید نه صدای گلوله. اما او وجود دارد, شات تخمگذار در مادربزرگم را در جلوی خانه, یک گلوله را از طریق قلب است. آن بود 11:47 بعد از ظهر هر کس آن را باید پنهان شده است در سایه فروس. آنها آنچه آنها را به انجام; سپس آنها رفته بودند.

چند دقیقه بعد بود تاری از فعالیت. اگر شما به یاد داشته باشید از Menace II Society که در آن Kaine شات و استیسی است و نگه داشتن او در تلاش برای احیای او با خون در همه جا. که شد زندگی ما است. پسر عموی من یک زمان در حال اجرا پایین خیابان. مادر بزرگ من دعا کرد. T را فقط به او برگزار شد. امدادگران که در نهایت نشان داد به من گفت که او فورا درگذشت. ثبت رسمی و اخبار گفت: او در جولای 17, اما او هرگز آن را به نیمه شب. که همیشه نا امید من به خاطر آنها به او زمان بیشتری را نسبت به او بود. زمان بیشتری از ما تا به حال با او.

تبلیغات

T رفته بود. در خانه مادر بزرگ من در مادربزرگم را در جلوی خانه. من همیشه در تعجب بودم و هنوز هم تعجب می کنم که به این روز و حال من تصمیم گرفتم به پارک پشت ماشین خود من هنوز اینجا هستید ؟ آیا هنوز هم می شود در اینجا ؟ هر کس او را کشتند برنامه ریزی شده و در کشتن کسی که شب. من هرگز قادر به تکان دادن آن است.


که در شب زندگی می کند در حافظه من. به طور مداوم. حتی بیست سال بعد. اما آنچه نیز در زندگی وجود دارد این است که چه مقدار از ظروف سرباز یا مسافر من بود. در فوری تاری از همه چیز من نمی دانم که من خام چه اتفاقی افتاده است. من تا به حال به تماس های تلفنی به افراد خانواده اجازه دهید آنها را می دانم چه اتفاقی افتاده است. و سپس به پلیس نشان داد. و پس از آن تعداد زیادی از افراد دیگر نشان داد. من تا به حال فقط از دست پسر عموی من کسی من دوست داشتم از صمیم قلب و با کسی بسیار نزدیک به من و آن نزول نمی کند. سرانجام در لحظه ای که در آن هیچ کس از من خواست هر چیز و هر کس دیگری که تمایل به من از دست رفته آن است. من خراب شد و گریه کرد. و گریه اشک من حتی نمی دانند که من متعلق به. من فکر نمی کنم من تا 7 یا 8 صبح.

تبلیغات

تشییع جنازه بود که روز جمعه و پس از آن من می روم برای مریلند که یکشنبه است. من نمی توانستم صبر کنید به ترک. من نیاز به فضا است. من نیاز به دور از آتلانتا و از خانه و از یادآوری از آنچه که من دیده بودم و چقدر آن را به من صدمه دیده است و همه. من به مریلند برای تابستان برنامه و پر آن را. من فکر نمی کنم من هر کسی گفت: در این برنامه چه برای من اتفاق افتاده تا در پایان این برنامه است. تنها پنج هفته پس از یک تراژدی است که مرا برای همیشه تغییر داد من نشسته در یک اتاق با مردم من فقط می خواهم ملاقات و دوباره زندگی یک لحظه آرزو می کردم نیست بر کسی.

و من به دنبال به جلو به بازگشت به مدرسه. دوستان من عشق من است. در این معنا, آن هم یک هدیه و یک نفرین. من به وضوح به یاد داشته باشید دوستان من مایل به وجود داشته باشد برای من اما من تا به حال هیچ ایده چه چیزی است که مانند نگاه. در زمان من احساس خفه توسط همه محبت و عشق; عشق خود را نگه داشته و به من یادآوری از آنچه که من می خواهم از طریق بوده است و من در تلاش بود برای فراموش کردن است. و من تا به حال یک سال آخر کالج برای دریافت از طریق.

تبلیغات

به یاد دارم یک بار که در یکی از اتاق پسران chillin’. من به نقطه ای از اینجا که من واقعا قدردانی از همه از من حمایت دوستان اما من حتی نمی دانم آنچه که من مورد نیاز است. در حالی که تماشای فیلم برخی از آهنگ در آمد و من فقط آن را از دست داد. من تا به حال کامل استراحت کردن در اتاق خوابگاه خود را. که چندین بار اتفاق افتاده در عجیـب لحظات. به غذا خوردن در یک مهمانی با دوستان است. در محل کار. من احتمالا نیاز به رفتن را از دیدن کسی چون من فکر می کردم خوب بود. در ذهن من می خواهم در برخورد با آن توسط تظاهر آن اتفاق نمی افتد یا که من آن را ببینید. من سعی کردم به ماندن متمرکز و نسبتا موفق بود اما متفاوت است. من آن را می دانستند. من عصبانی بودم در واقع بیشتر مثبت است. من احساس می کنم قرار بود فوت کرده اند و یا حداقل من می خواهم خودم را متقاعد از این پس من در بازی با پول خانه و در زمان قرض گرفته شده. اگر من تا به حال هیچ پول چه کسی می داند آنچه که من انجام داده اند اما من شکست من فقط قصد بیشتر در hanging with the homies و لذت بردن از زندگی. اما من تا به حال کابوس. من هنوز هم می توانید آن را به وضوح در حال حاضر به عنوان آن را بیست سال پیش. من تحت فشار قرار دادند از طریق, اما من نیاز به کمک است که من رفت و هرگز برای به دست آوردن.

من کل ارشد سال من تا به حال جزئی ضعف برخی علنا بیشتر بخش خصوصی است. و حتی برای سال بعد. پردازش هرگز کاملا آمد. تا یک روز وحشتناک در سال 2011 آن ایستاده بود و هنوز هم تا حد زیادی می کند ایستاده به عنوان بدترین روز زندگی من است. احساسات مرتبط با آن هنوز وجود دارند. من بهتر هستم; من از طریق آن و توانسته اند به زندگی می کنند یک زندگی حتی با خاطرات و درد اما من هرگز بدست بیش از آن. من مطمئن هستم که من تا به حال خواهد شد. آن را در حضور من کشیدن با من در همه جا کمک کرده است که شکل که من و دیدگاه من در همه چیز. و من می دانم که من تنها کسی که رفته از طریق تراژدی; تراژدی مشترک بازدید کننده برای بسیاری از مردم است. اما زمانی که من دیدن Boyz N The Hood, و ببینید تره ایستاده وجود دارد, یک روز پس از روز او را هرگز فراموش نکنید, من یادآوری در مورد سفر او در مقابل او را از طریق چیزی که او هرگز بیش از. تراژدی تغییرات شما فقط زمان خواهد شد بگویید اگر آن را برای بهتر یا بدتر.

تبلیغات

من حتی نمی تواند به طور کامل می گویند من از طریق آن. من توضیح به جهنم همسر من, چه اتفاقی افتاده است و من احساس خودم شروع به گریه. من احساس احساسات خام شروع به حباب و انتظار نداشتم که. من حدس می زنم من هنوز هم پردازش. آن بوده است 20 سال; من از دست پسر عموی من و من حتی نمی واقعا به یاد داشته باشید که من قبل از آن شب و یا چگونه دیگران را دیدم من فقط به یاد داشته باشید که در من بوده است. که آنچه تره زندگی احتمالا مانند نگاه. که چه اتفاقی می افتد زمانی که شما تغییرات در زندگی برای همیشه لطفا برای. که چه اتفاقی می افتد زمانی که شما به “دریافت از طریق.”

بیست سال پیش زندگی من برای همیشه تغییر.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>