من برای اولین بار تجربه تب و سرفه در ژوئن 23. من تصمیم به گرفتن یک آزمون در یک خصوصی تشخیصی مرکز در Karkhana. آن زمان من دو روز به گرد و خاک و یک روز دیگر برای دریافت نتیجه. من تست مثبت برای Covid-19. من وحشت زده شد اما به نظر می رسید من خوب بود. من جدا شده خودم را در خانه نگه داشتن و دور از پدر و مادر سالمند.

در نیمه شب از 5 جولای پدرم توسعه تنفس مشکل است. من دست پاچه چرا که من ممکن است آلوده او را با Covid-19. من به نام دولت خط تلفن شماره 104 در 108 و 180059912345. در هر تماس به من گفته شد که آنها نمی توانند هر چیزی را انجام دهید پس از پدر من نیست آزمایش مثبت برای Covid-19.

پدر من بیماری نگه داشته شدن بدتر است. من دیوانه وار شروع به دعوت دوستان و خانواده که در حدود 2.30 هستم به من کمک کرد یک نبولایزر برای کمک به پدر من نفس کشیدن است. در 5 هستم, من قادر به متقاعد کردن یک 108 راننده آمبولانس به من کمک کند. او به من گفت که رفتن به بیمارستان گاندی بی فایده خواهد بود بدون یک تست مثبت گزارش. ما رفت و به یک بیمارستان خصوصی در همسایگی. پزشکان حاضر به درمان پدر من. پس از مذاکرات آنها توافق کردند که برای انجام یک سی تی اسکن. آنها به من گفت: ‘اگر CT گزارش به ما می گوید پدر خود را به یک عفونت ریوی, ما نمی خواهد او را لمس کرد’. معلوم شد پدر من بود که یک عفونت ریه است. ما مجبور به ترک.

ما رفت و به یک شرکت بزرگ بیمارستان در سکوندربد. آنها ساخته شده و ما منتظر نزدیک به دو ساعت. زمانی که آنها متوجه شدم من تا به حال آزمایش مثبت چند روز پیش آنها shooed ما دور است. پدر من مبارزه برای زندگی خود را در آمبولانس.

ما رفت و به یکی دیگر از شرکت های بزرگ در بیمارستان در سکوندربد. آنها ما را صبر کنید تا برای نیم ساعت و فرستاده ما دور است. آنها عذر خواهی کرد و گفت که آنها نمی باید تخت در دسترس است.

از 108 راننده ترک کرده بود در این زمان و من اجاره آمبولانس خصوصی که راننده گفت: ما باید سعی کنید شانس ما در تب بیمارستان در Nallakunta. هنگامی که ما وارد وجود ما متوجه باشند که همه چیز چقدر بد شد. وجود دارد یک خط از بیماران امید به اعتراف کرد. پس از انتظار برای برخی از زمان من در مواجهه با یک دکتر و التماس او به من کمک کند. او به من گفت: “چه کسی به شما گفت که به اینجا می آیند ؟ پدر خود را به اکسیژن زندگی می کنند و ما هیچ ندارد. ما نمی توانیم به شما کمک کند.’

نژند و وحشت زده ما تصمیم گرفتیم برای رفتن به Osmania بیمارستان عمومی.
هنگامی که ما وجود دارد و من پدر صبر در آمبولانس و زد به تلفات بخش است. این وضعیت وجود دارد هولناک است. نگهبان به من گفت که وجود یک تخت خالی اما من می خواهم که به همراه اکسیژن اگر پدر من آن را مورد نیاز. فقط پس از آن من تو را دیدم یک پاسبان پلیس راه رفتن به سمت من. من فکر کردم او می تواند کمک کند و به او گفت من مشکل است. پس از گوش دادن به او دست من رسید با یک شماره تلفن. او به من گفت که او وجود دارد برای مادرش که اکسیژن مورد نیاز خودش است.
او از من خواست به این شماره تماس بگیرید اگر من می خواستم یک اکسیژن سیلندر. من متوجه شدم که حتی پلیس به عنوان درمانده به من.

در حدود 5 ساعت پس از ساعت ها از در حال اجرا در اطراف شهر با ناهار و یا حتی یک پزشک خانواده بود که هدایت من از طریق روز به من گفت به خانه بازگشت. او به من گفت که زیادی اکسیژن سیلندر با سنج. پدر من را مجبور به ماندن در اکسیژن و برخی از داروها. او وعده داده شده به من را راهنمایی از طریق فرایند.

بیش از 10 روز آینده من نشسته توسط پدر من تخت با دقت نظارت خود سطح اکسیژن خون و ضربان قلب و دما و تغذیه او هر آنچه که او قادر به غذا خوردن. آن را لمس کنید و بروید. در برخی از روزها او را عرق فراوان و نگاه بسیار ضعیف است. اما امروز (یکشنبه) او همه حق است. او قادر به نشستن. او هنوز هم نیاز به برخی از تامین اکسیژن که او می خوابد اما او تا حد زیادی بهبود.

من نمی خواهم کسی به مشکل من مواجه شده در طول این چند ساعت. نه تنها یک بیمارستان دولتی یا شماره تلفنی به من کمک کرد تا زمانی که من آنها مورد نیاز است. تنها دوستان و همسایگان را; آنها بررسی می شود تا بر من و پدر من به طور منظم.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de